تبليغاتX
بارون عشق نم نمک...
به وبلاگ خودتون خوش اومدید. نظر یادتون نره. اگر دوست داشتید لینکم کنید و بگید تا لینکتون کنم.

آدرس وبلاگ خود را به راحتی و با کمترین حزینه به سایت تبدیل کنید.

فقط 2000 تومان. بله, درست دیدید. دو هزار تومان. با پرداخت مبلغ 2000 تومان صاحب سایت شوید.

همین الان با ما تماس بگیرید. شماره تماس: 0935 940 26 04,

 

وابستگی شما به سایت های آپلود عکس و فایل ، که پس از چند ماه فیلتر شده و باعث از دست رفتن کل محتوای شما می شود ، وابستگی به کد های نمایش اعضا ، نداشتن نسخه

ی پشتیبان و قابلیت restore ، خطر مسدود شدن وبلاگ ، فیلتر شدن  و هک شدن خطراتی هستند که در کمین کاربران وبلاگ بوده و باعث از دست رفتن حاصل دسترنج آن ها

می شود

 

برای آسودگی خیال ، جهت استقلال کامل  از سایت های دیگر شما را به انجام تبدیل دعوت می کنیم

 

در شروع لازم است با برخی مزایا و همچنین نحوه ی انجام این کار آشنا شوید

 

چنانچه برخی لغات در توضیحات برای شما نا مفهوم است به مفهوم واژگان تخصصی درج شده در انتهای این مطلب مراجعه نمایید  

 

مزایای تبدیل وبلاگ به سایت 

 

آدرس وبلاگتان از حالت yourname.

blogfa.com

  به آدرس کوتاه سایت yourname.com  تبدیل خواهد شد

دیگر لازم نیست برای اپلود عکس ها  و فایل های خود ، آن ها را در جاهای مختلف اپلود کنید

انتقال کامل پست ها ، عکس ها و فایل ها از وبلاگ به سایت جدید با همان تاریخ ارسال پست

استقلال و عدم نیاز به استفاده از  کد های وبگذر ، پیچک و ...  ( مثلا کد  نمایش اعضای آنلاین و بازدید ها )

امکان شبیه سازی سایت جدید شما از روی سایت هایی که علاقه مندید

آدرس وبلاگتان همزمان با آدرس جدید وب سایت و آدرس قبلی وبلاگتان باز خواهد شد

وبلاگ شما به سایت تبدیل شده و برای سایت شما رتبه بندی جهانی  در سایت بین المللی الکسا محاسبه خواهد شد

عدم درج آدرس

blogfa.com.

در سایت شما

عدم نمایش تبلیغات سایت بلاگفا در بالای سایت شما

امکان درج تبلیغات کلیکی یا در نظر گرفتن تعرفه برای تبلیغات و در آمد زایی از طریق آن که در قالب وبلاگ ممنوع بود

امکان ایجاد ایمیل به تعداد بی نهایت و سرویس دهی از طریق آن با استفاده از دامنه ی شما  (مانند info@yourname.ir)

امکان عضوگیری و محدود کردن ارسال نظرات و مشاهده ادامه مطلب برای کابران غیر عضو

امکان راه اندازی انجمن گفتگوی آنلاین ، جهت بحث و تبادل نظر اعضا (

http://forum.yourname.ir )

امکان راه اندای سرویس چت روم شخصی مخصوص سایت شما مانند یاهو

امکان راه اندازی فروشگاه اینترنتی ، جهت فروش کالا و محصولات با امکان خرید آنلاین و پستی

امکان  پشتیبان گیری کامل از محتوای سایت و بازیابی محتوا

امکان انتقال سایت از طریق نسخه پشتیبان

پشتیبانی 24 ساعته ( شبانه روزی ) جهت سرویس ها و رفع اشکال

برطرف شدن تمامی  محدودیت های بلاگفا ( رعایت قوانین مربوط به محتوای سایت)

امنیت بالاتر برای جلوگیری از هک شدن وبلاگ ( تآمین امنیت سرور ها توسط گروه امنیتی نفوذ کننده به سایت ناسا )

امکان درخواست  ثبت در سایت ساماندهی  در صورت علاقه مندی

امکان ثبت در موتور های جستجو به عنوان سایت و گرفتن رتبه بندی گوگل ( rank ) و برتری در نمایش جستجو ها

و  بسیاری موارد دیگر که بعد مدت کوتاهی از تبدیل وبلاگتان به آنها پی خواهید برد.  

 

تبدیل وبلاگ به سایت را می توان به دو سطح مختلف تقسیم کرد :

 

1- تبدیل آدرس وبلاگ از ساب دامین  به دامین مستقل:

 

 در این روش آدرس وبلاگ شما که در ابتدا به صورت

http://yourname.

blogfa.com

 بود ،  به

http://www.yourname.ir

تبدیل می شود.  به این صورت که تنها با خریداری یک دامنه  آنرا به وبلاگ خود متصل نموده و آدرس آن را به نوعی مستقل می کنید.

از مزایای اینکار کوتاه و رند شدن آدرس و در نتیجه سهولت بخاطر سپاری آن است. همچنین آدرس دامین مستقل به خودی خود از کلاس بالاتری برخودار است و به اعتبار

وبلاگ می افزاید . اما به هر حال  وبلاگ شما همچنان از طریق سرویس دهنده ی بلاگفا مدیریت می شود و دارای همان محدودیت ها بوده و شما می بایست تابع قوانین آن

باشید.

2- انتقال وبلاگ بر روی یک فضای شخصی:

 

 در این صورت علاوه بر اینکه آدرس شما مستقل خواهد شد مطالب وبلاگ شما هم در فضایی که خریداری نموده اید قرار خواهد گرفت به این صورت که بر روی فضا یک سیستم

مدیریت محتوا (سی ام اس) نصب خواهد شد و شما با ورود به این سیستم سایت خود را مدیریت خواهید کرد ( کلیه پست ها  ، عکس ها و مطالب شما از وبلاگ به سایت جدید

انتقال می  یابد ) و  سایت شما شامل تمام مزایایی خواهد بود که در بالا توضیح داده شد.  همکنون سایت بسیاری از وبلاگ نویسان تحت سرویس مستقل و هر کدام یک سایت

با آدرس و فضای مستقل توسط شرکت ما راه اندازی شده و پشتیبانی می شوند و کلیه ی فایلها بر روی خود فضای سایت قرار دارند نه در سایت های

اشتراکی آپلود عکس و فایل.  

 

برای تبدیل وبلاگ به سایت از کجا شروع کنیم.

 

برای این کار شما می بایست ابتدا یک دامنه ثبت کنید  که می توانید با تماس با ما این کار را انجام دهید.

شماره تماس: 0935 940 26 04,

بعد از این کار اگر بخواهید می توانید همین دامنه را به وبلاگ خود متصل کنید (در صورتی که برای این کار مشکل دارید ، ما آنرا برای شما انجام خواهیم داد)  و

اگر تصمیم دارید وبلاگ خود را در سطح دوم به سایت تبدیل کنید بدین معنی که بخواهید سایتی با امکانات اختصاصی و تمام مزایایی که در بالا به آنها اشاره شد داشته

باشید می بایست علاوه بر دامنه یک فضای (هاست) اینترنتی نیز سفارش دهید که می توانید لیست قیمت های این سرویس را با تماس با ما دریافت نموده و نسبت به سفارش آن اقدام نمایید.

شماره تماس با ما: 0935 940 26 04,

 

مفهوم واژگان تخصصی

1-دامنه (دامین domain): دامین آدرسی مستقل است که توسط آن به یک سایت بر روی اینترنت می توان دسترسی داشت مانند: 

http://www.yourname.ir

2-زیردامنه (ساب دومین subdomain): زیردامنه آدرسی است که به یک دامین اصلی وابسته است به طور مثال

http://yourname.blogfa.com  

یک زیردامنه است به دامنه ی

blogfa.com

وابسته است.

3-فضا- میزبانی (هاست host) : فضا یا هاست (میزبانی) مکانی فیزیکی بر روی اینترنت است که فایلهای مرتبط با سایت یا وبلاگ (اعم از عکس و موزیک و فایلهای اچ تی

ام ال و ...) بر روی آن قرار می گیرند مثلا همکنون ما برای نگهداری فایلهای مرتبط با این سایت از یک فضای دو گیگابایتی بر روی اینترنت استفاده می کنیم.

4 - سیستم مدیریت محتوا (سی ام اس cms): سی ام اس مخفف کلمه ی Content Management System به معنای سیستم مدیریت محتواست که توسط آن می توان یک سایت را توسط

یک پنل مدیریتی که توسط یک زبان برنامه نویسی تحت وب نوشته شده است مدیریت کرد. این سیستمها مدیریت سایت را بسیار ساده نموده و حتی کسانی که هیچگونه آشنایی

با طراحی سایت ندارند توسط آن می توانند یک سایت حرفه ای با امکاناتی ویژه را مدیریت نمایند.مانند سیستم مدیرت محتوای سرویس بلاگفا    

 

منتظر تماستان هستیم. با ما تماس بگیرید. شماره تماس: 0935 940 26 04,

 


برچسب‌ها: ثبت دامنه, دانمه رایگان, هاست رایگان, سایت رایگان, دومین رایگان
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 18:35  توسط حسن جعفری نژاد  | 

می وزد نسیم پاییز به سوی قلبم ، میرسد پایان انتظار، ای باران عشق دوباره ببار…
پاییز و حال هوایش دیوانه میکند مرا ،به من احساسی تازه بده ای خدا
احساسی که با آن بتوانم آنچنان از پاییز بنویسم تا همه با خواندنش مثل من شوند
مثل من دیوانه پاییز و همیشه چشم انتظار…
چشم انتظار آمدنش ، بی قرار از راه رسیدنش
حال و هوای من در این روزهای پاییزی ، حالا وقت شکفتن غنچه های قلب من است
حالا وقت سبز شدن رویاهای عاشقانه من است
بهار من پاییز است ، لحظه طراوت و تازگی دنیای من همین پاییز است
پاییز آمد و دلم بیشتر از همیشه عاشقش شد ، به عشق آمدنش چه انتظارها کشیدم ، نشستم در زیر باران زمستان ، دیدم بهار عاشقان ، بیقرار بودم در گرمای تابستان
تا دوباره آمد فصل برگ ریزان…
برگهای طلایی میریزد از درختان و این آغازیست برای سرسبزی درختان و این آغاز تولدیست از حالا تا پایان زمستان…
طلوع میکنم با افتخار در میان این برگ ریزان ، تو نمیفهمی حال مرا در میان برگهای زرد درختان
تو نمیفهمی اینک غرق چه رویایی ام ، تا پاییزی نباشی نمیفهمی اینک چه حالی ام…
میوزد نسیم پاییز به سوی قلبم ….
آغازی دوباره ، جشن میلادم در زیر باران برگهای طلایی رویاییست ، این دنیا ،بدون پاییز زیبا نیست…
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 18:12  توسط حسن جعفری نژاد  | 

بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده
فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…
اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم
باور نمیکنم اینک بی توام
کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی
تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…
کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم
در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد
بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده
در حسرت گرمی دستهایت ، تا کی باید خیره شوم به عکسهایت ، هنوز هم عاشقم ، عاشق آن بهانه هایت…
کاش بودی و به بهانه هایت نیز راضی بودم ، کاش بودی و من دیگر از سردی  نگاهت شاکی نبودم
هر چه خواستم از تو بگذرم از همه چیز گذشتم جز تو ، هر چه خواستم فراموشت کنم همه را فراموش کردم جز تو ، هر چه خواستم به خودم بگویم هیچگاه ندیدم تو را ، چشمهایم
را بستم و باز هم دیدم تو را ، هر چه خواستم دلم را آرام کنم ، آرام نشد دلم و بیشتر بهانه تو را گرفت ، هر چه خواستم بگویم بی خیال ، بی خیالت نشدم و به خیالت
تا جایی که فکرش هم نمی کنی رفتم…
میخواستم با تنهایی کنار بیایم ، دلم با تنهایی کنار نیامد ، میخواستم دلم را راضی کنم ، یاد تو باز هم به سراغم آمد ، میخواستم از این دنیا دل بکنم ، دلم با
من راه نیامد …
بگذار اعتراف کنم که دلم در چه حالیست ، بدجور از نبودنت شاکیست ، هر جا هستی برگرد که اصلا حالم خوب نیست….
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 17:49  توسط حسن جعفری نژاد  | 

قلبم را دادم به تو که عشق منی ، با تو آمدم، آمدم تا جایی که تو میخواهی، با تو می آیم ، می آیم به هر جا که بروی ، با تو میروم ، میروم هر جا که بروی….
همه جا با توام ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست هوایی که بی تو نفس کشیده باشم
نیست یادی در قلبم جز یاد تو ، نیست مهری جز مهر تو در دلم
چشمانم هنوز غرق نگاه زیبای تواند، آنچه پنهان است در پشت نگاهت دنیای عاشقانه من است
همه جا با توام ، آنجا و اینجا در قلبم ، اینجا و آنجا در قلبت ، می تابم و و میتابی ، میمانم و میمانی، میدانم و میدانی که چقدر هم تو مرا دوست داری ، هم من
دیوانه توام…
چه خوب میفهمی در دلم چی میگذرد ، چی خوب معنا میکنی نگاهم را ، چه عاشقانه میشنوی حرفهایم را
پاسخ دل گرفته ام را با عشق میدهی، وقتی دلتنگم ، خبر داری از دل تنگم ، وقتی تشنه دیدارم ، سیراب میکنی مرا عشقم
همه جا با همیم ، نیست جایی که بی تو باشم ، نیست راهی که بی تو رفته باشم…
همه جا خاطره ، همه جا عشق ، همه جا عطر حضور تو ، جایی نیست که نباشد عطر نفسهای تو
همه جا خاطره ، جایی نیست که نمانده باشد یادی از تو….
تویی که جان داده ای به تنم و این یاد تو است که نفس میدهد به این تنی که روحش در وجود تو است
روح عشق در وجودمان، این است روزهای زندگی مان ، با عشق روزمان شب میشود و با یاد هم شبهایمان را سر میکنیم…
همه جا با توام ، تو اینجا همیشه در قلبمی و من آنجا باز هم به عشقت نفس میکشم…
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 17:37  توسط حسن جعفری نژاد  | 

نمیتوانم لحظه ای دور شوم از تو ، درک کن چه حسی دارم ، همیشه میمانم مال تو…
کاش میشد سهم من از با تو بودن تنها آرامش و عشق باشد نه دلتنگی و انتظار…
هر گاه نیستی و دلتنگ توام نامت را در دلم زمزمه میکنم ، اینگونه است که آرام میشوم ، دلم را راضی میکنم و اینگونه روزهای دلتنگی را سر میکنم
دلم به سوی آسمان دلتنگی پر میکشد در میان میگیرد یاد تو را ، درد دل میکند با خاطره هایت ، تکرار میکندحرفهایت ، حرفهایی که تو همیشه با دلم در میان میگذاری

نه عزیزم نمیتوانم لحظه ای دور شوم از تو ، نشسته ام بر روی ابرهای خیالت ، و در رویاهای تو سیر میکنم آسمان دلتنگی ام را….
نه عزیزم نمیتوانم لحظه ای در فکر تو نباشم ، هیچگاه فکر نکن که در حال فراموش کردن تو باشم
درست است که روزها میگذرد، چه زود آسمان تاریک امشب ، روشنی فردا میشود اما نمیگذرد ، نمیگذرد ، نمیگذر هیچگاه آن عشقی که در قلبم نسبت به تو دارم ، تمام نمیشود
، تمام نمیشود ، تمام نمیشود هیچگاه آن احساسی که به تو دارم…
هر چه دوست داری از من بخوا جز فراموش کردنت ، اگر میخواهی بروی برو اما من هستم ، آنقدر میمانم تا ماندنم مرا یاری کند ، تا دوای عشقت مرا درمان کند…
میمانم و میمانم تا لحظه مرگم ، آنقدر عاشقت میمانم تا لحظه از دنیا رفتنم قصه عشق مرا بنویسند…
نه عزیزم به این خیال نباش که روزی سرد شوم ،جانم را از من بگیرند با تو دوباره زنده میشوم ،دنیا را از من بگیرند با تو دوباره صاحب دنیا میشوم ….
هیچگاه نمیتواند کسی تو را از من بگیرد، میدانی که قلبم بی تو میمیرد،تو در قلبمی و هیچگاه دنیای عاشقانه من نمیمیرد….
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 17:20  توسط حسن جعفری نژاد  | 

حرفهای آخرت را زدی و رفتی ؟
میگذاشتی  من نیز حرفهایم را برایت بگویم
لحظه ای صبر میکردی تا برای آخرین بار چشمهایت را ببینم ،
حتی اگر شده در خیالم دستهایت را بگیرم
چه راحت شکستی دلم را ، حتی نشنیدی یک کلام از حرفهایم را ،
چه راحت پا گذاشتی بر روی دلم ،حالا من مانده ام و تنهایی و یک دریای غم
چه آسان دلکندی از همه چیز ، نه دیگر بی تو در این دنیا جای من نیست …
به جا ماند خاطره های شیرین در لحظه های با هم بودنمان و همه ی این خاطره ها در یک لحظه بر باد رفت …
فکرش را هم نمیکردم این روز بیاید ، همیشه فکر میکردم فردا دوباره لحظه دیدارمان بیاید…
این روزها خیلی دلم گرفته ، سردرگم و بی قرارم ، حس میکنم آخرین روزهاست و در این لحظه ها حتی میتوانم نفسهایم را بشمارم…
نفسهایی که دیگر در هوای تو نیست ، ثانیه هایی که به یاد تو است و در کنار تو نیست ، لحظه هایی که حتی به خیال تو نیست …
تا قبل از آمدنت ، داشتنت برایم رویا بود ، با همان رویا سر میکردم زندگی ام را ، تا تو آمدی ….
حقیقت شد آن رویای شیرین ، تا تو رفتی ، کابوس شد آن لحظه های شیرین و اینجاست که دیگر حتی رویای تو نیز دلم را خوش نمیکند ، اینجاست که تنها تو را میخواهم
نه نبودنت را…
حرف آخرت همین بود؟ خداحافظ؟
صبر میکردی اشکهای روی گونه ام خشک شود و بعد میرفتی ، حتی تو برای آخرین بار هم که شده آرامم نکردی …
گفتی خداحافظ و رفتی ، چقدر تو بی وفا هستی….
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 17:9  توسط حسن جعفری نژاد  | 

 آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب  برایم یک رویای شیرین
بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:21  توسط حسن جعفری نژاد  | 

نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، نمیخواهم  یادم در قلبت روشن باشد بعد خاموش
نمیخواهم بگویی که دوستم داری بعد بروی ، نمیخواهم این حرفهای پوچ را برایم بزنی…
بودنت را میخواهم ، این که باشی ، اینکه همیشه مال خودم باشی ، نه اینکه رهگذری باشی و مدتی در قلبم باشی مرا به خودت وابسته کنی و بعد مثل یک بازیچه کهنه رهایم
کنی
گفتم که قلبم مال تو است ، نگفتم که هر کاری دوست داری با آن کن!
گفتم تو مال منی ، نه اینکه همزمان با هر غریبه ای که دوست داری باش…
گفتم با وفا باش ، نه اینکه در این دو روز دنیا ، تنها یک روزش را در کنارم باش!
نمیخواهم خاطره شوم و بعد فراموش ، بیا و از آب چشمه دلتنگی هایم بنوش
تا بفهمی چه حالی ام ، تا بفهمی خیره به چه راهی ام …
دائم نگاهم به آمدن تو است ، اینکه مال من باشی و خیالم راحت ، اینکه همیشه خورشید عشق در قلبمان بتابد
نمیخواهم در حسرت داشتنت بمانم ، نمیخواهم آرزوی دست نیافتنی زندگی ام شوی ، غرورت را زیر پا بگذار  تا من برایت دنیا را زیر پا بگذارم ، با من باش تا من تا
ابد مال تو باشم ، وفادار باش تا آنقدر بمانم تا بفهمی عشق چیست!
نمیخواهم کسی باشم که لحظه ای به زندگی ات می آید و بعد فراموش میشود، نمیخواهم کسی باشم که گهگاهی یادش میکنی ، گهگاهی به عکسهایش نگاه میکنی ، گهگاهی به حرفهایش
فکر میکنی تا روزی که حتی اسم او را نیز دیگر به یاد نمی آوری
نمیخواهم امروز عشق تو باشم و فردا هیچ جایی در قلبت نداشته باشم….
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:8  توسط حسن جعفری نژاد  | 

من این شب زنده داری را دوست دارم
من این پریشانی را دوست دارم
بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم
گذشت و دلم عاشق شد ، بیشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم
چه بگویم از دلم ، چه بگویم از این روزها ، هر چه بگویم ، این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم
بی قرارم ، ساختم با دوری ات ، نشستم به انتظار آمدنت ، من این انتظارها و بی قراریها را دوست دارم
چونکه تو را دارم ، چون به عشق تو بی قرارم، به عشق تو اینجا مثل یک پرنده ی گرفتارم
به عشق تو نشسته ام در برابر غروب ، این غروب را با تمام تلخی هایش دوست دارم
من این نامهربانی هایت را دوست دارم ، هر چه سرد باشی با دلم، من این سرمای وجودت را نیز دوست دارم
من این بی محبتی هایت را دوست دارم ، هر چه عذابم دهی ، من آزار و اذیتهایت را دوست دارم
هر چه با دلم بازی کنی ، من این بازی را دوست دارم
مرا در به در کوچه پس کوچه های دلت کردی ، من این در به دری را دوست دارم
مرا نترسان از رفتنت ، مرا نرجان از شکستنت ، بهانه هم بگیری برایم ، بهانه هایت را دوست دارم
من این اشکهایی که میریزد از چشمانم را دوست دارم ، آن نگاه های سردت را دوست دارم
بی خیالی هایت را دوست دارم ، اینکه نمیایی به دیدارم هم بماند،غرورت را  نیز دوست دارم….
تو یک سو باشی و تمام غمهای دنیا هم همان سو، من تو را با تمام غمهایت دوست دارم….
هر چه بگویی دوست دارم ، هر چه باشی دوست دارم ، مرا دوست نداشته باشی ، من دوستت دارم
من این ابر بی باران را دوست دارم ، من این کویر خشک و بی جان را دوست دارم، این شاخه خشکیده و بی گل را دوست دارم ، من اینجا و آنجا همه جا را با تو دوست دارم….
من این شب زنده داری را دوست دارم
اگر با تو بودن خطا است و من گناهکار ،من گناه کردن را با تو دوست دارم…
بی مهری هایت به حساب دلم ، اشکهایم را که در می آوری نیز به حساب چشمانم من این حساب اشتباه را دوست دارم….
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 21:45  توسط حسن جعفری نژاد  | 

نگو مرا نمیخواهی ، منی که به پایت نشستم و با همه چیز ساختم
نگو مرا نمیخواهی ، تو نمیدانی از انتظار به تو رسیدن تا انتظار تو را دیدن همه ی موهایم سپید شد
نگو مرا نمیخواهی ، تو که حرفهای مرا نمیخوانی ،تو که نگفتی تا آخرش نمیمانی ، منی که دلم خوش بود به اینکه تو را دارم تا همیشه….
نگو مرا نمیخواهی ، من که میخواهمت ، من که دلم همیشه در پی تو بوده و همیشه دلم میخواست یکی مثل تو را داشته باشم
نگو مرا نمیخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا نخواهی ، حالا وقتش نیست که مرا دور بیندازی
حالا دیگر کار از کار گذشته ، دلم بدجور به تو دلبسته ، نا امیدش نکن ، دلم عاشق است بیش از این این خانه عاشقانه را ویران نکن ،دیگر بس است ، از حالا با ما
مدارا کن….
نگو مرا نمیخواهی ، تویی که از آغاز گفتی تا ابد مرا میخواهی ، در کنارم میمانی و هیچگاه شعر تلخ رفتن را نمیخوانی
حالا که دیگر دلم عاشقت شده و همه را به خاطر تو رها کرده میگویی مرا نمیخواهی؟
قید همه کس را زدم به خاطرت ، من که اینجا ندارمت ، اینجا نمیبینمت، نیستی انگار دیگر در کنار دلم ، کجایی ؟ فریاد نمیخواهم ، سکوت کن تا بشنوم صدای نفسهایت
نگو مرا نمیخواهی ، نگو که دلم میلرزد ، باران در پشت پنجره چشمانم میزند، هیچکس جز تو نمیتواند به من آرامش دهد ، نگو مرا نمیخواهی که میمیرم ، نگو ، نمیخواهم
بشنوم که بی تو باید دستهای غم را بگیرم
نگو مرا نمیخواهی ، که اگر نخواهی من نیز دنیا را نمیخواهم ، اگر مرا نخواهی همه دنیا را زیر پا میگذارم و دیوانه میشوم  ….
حالا بیا و ببین دل عاشقم را ، نگو مرا نمیخواهی ، تو خوب میشناسی این دل دیوانه ام را….
که اگر دیوانه شد ، دنیا را بهم میریزد….حالا بیا و آرامش کن ، به عشق و محبتهایت گرفتارش کن…
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 20:33  توسط حسن جعفری نژاد  |